محمد بن حسين البيهقي
1099
تاريخ بيهقى ( فارسي )
گذشته است و چه آنچه نيامده است . و گذشته را برنج توان يافت بگشتن گرد جهان و رنج بر خويشتن نهادن و احوال و اخبار بازجستن و يا كتب معتمد 1 را مطالعه كردن و اخبار درست را از آن معلوم خويش گردانيدن ، و آنچه نيامده است 2 راه بسته مانده است كه غيب محض 3 است كه اگر آن مردم بداندى 4 ، همه نيكى يا بدى 5 و هيچ بد به دو نرسيدى 6 ، و لا يعلم الغيب الّا اللّه عزّ و جلّ 7 . و هر چند چنين است ، خردمندان هم در اين پيچيدهاند 8 و مىجويند و گرد بر گرد آن مىگردند و اندر آن سخن بجدّ مىگويند كه چون نيكو در آن نگاه 9 كرده آيد ، بر نيك يا بد دستورى ايستد . و اخبار گذشته را دو قسم گويند كه آن را سه ديگر 10 نشناسند : يا از كسى ببايد شنيد و يا از كتابى ببايد خواند . و شرط آن است كه گوينده بايد كه ثقه 11 و راستگوى باشد و نيز خرد گواهى دهد كه آن خبر درست است و نصرت 12 دهد كلام خدا آن را ، كه گفتهاند : لا تصدّقنّ من الأخبار ما لا يستقيم فيه الرّأى 13 . و كتاب همچنان است ، كه هر چه خوانده آيد از اخبار كه خرد آن را رد نكند شنونده آن را باور دارد و خردمندان آن را بشنوند و فرا ستانند . و بيشتر مردم عامّه 14 آنند كه باطل ممتنع 15 را دوستتر دارند چون اخبار ديو و پرى و غول بيابان و كوه و دريا كه احمقى هنگامه سازد 16 و گروهى همچنو گرد آيند و وى گويد در فلان دريا جزيرهيى ديدم و پانصد تن جايى فرودآمديم در آن جزيره و نان پختيم و ديگها نهاديم ، چون آتش تيز شد و تبش 17 بدان زمين رسيد ، از جاى برفت ، نگاه كرديم ، ماهى بود ، و بفلان كوه چنين و چنين چيزها ديدم ، و پيرزنى جادو مردى را خر كرد و باز پيرزنى ديگر جادو گوش او را به روغنى بيندود 18 تا مردم گشت 19 ، و آنچه بدين ماند از خرافات 20 كه خواب آرد نادانان را ، چون شب بر ايشان خوانند . و آن كسان كه سخن راست خواهند تا باور دارند ايشان را از دانايان شمرند ، و سخت اندك است عدد ايشان ، و ايشان نيكو فرا - ستانند 21 و سخن زشت را بيندازند و اگر بست 22 است كه 23 بو الفتح بستى ، رحمة اللّه عليه ، گفته است و سخت نيكو گفته است ، شعر : انّ العقول لها موازين بها * تلقى رشاد الأمر و هي تجارب 24